گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
78
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
اين نكته هم نيك آشكار بود كه هرگاه كسى نسبت به او نيكى مىنمود يا خيرى به او ميرسانيد و يا آنكه سبب صدمهاى مىگرديد همواره مىكوشيد متقابلا قدرت جبران يا قصاص نشان دهد و در واقع نقل مىكردهاند كه يكى از خواستههاى قلبى او اين بوده است كه آن قدر زنده بماند تا بتواند خوبى سايرين را در حق خود دوچندان تلافى كند و آسيب از ناحيهء ديگران را سخت قصاص دهد و خلاصه از عهدهء نيكى و يا بد - كردارى ديگران درست برآيد . به همين جهات هم بوده است كه بيش از همهء بزرگان زمان ما طرفدار داشته و بسا كسانى كه با اشتياق فراوان او را ضامن و حامى مال و سامان و حتى وجود خويش محسوب مىداشتهاند ولى از طرف ديگر هم احدى امكان اظهار اين ادعا را نداشت كه او به كسى حق و يا اجازه دهد كه آلت ريشخند يا نيشخندش سازند برعكس دربارهء اين قبيل عناصر هيچ رحم و گذشتى نداشت و بارها در طى راه لشكركشى افرادى ديده شده بودند كه به همين جهت پا يا بازو يا چشم خود را از دست داده بودند . ازينرو در قلمرو كوروش هم يونانيان و هم چريكهاى بيگانه اگر خطا نمىكردند در عين آسودگى به هرجا حق رفتوآمد داشتند و مىتوانستند آنچه ميخواستند همراه بردارند . ولى بطوريكه همه اذعان دارند او نسبت به دليران احترام و علاقهء خاص مىنمود مثلا يك دفعه با پىسيها و مىسيها « 1 » جنگ داشت و فرماندهى قوا را در سرزمين دشمن شخصا بر عهده گرفته بود و افرادى را كه در حين خطر و پيكار شجاعت و جان نثارى كرده بودند نه فقط حكومت ولايات مسخر را مرحمت كرد بلكه جوايز و مزاياى ديگر نيز داد . ازين جهت در
--> ( 1 ) - دو قوم سركش در ناحيهء غربى آسياى صغير . م